X
تبلیغات
یافاطمه زهرا

یافاطمه زهرا
تقديم به امام زمان(عج)

باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه، یادم آمد کربلا را، دشت پرشور و بلا را... گردش یک ظهر غمگین، گرم و خونین، لرزش طفلان نالان، زیر تیغ و نیزه ها را، با صدای گریه های کودکانه، وندرین صحرای سوزان، می دود طفلی سه ساله ، پر زناله، دلشکسته ، پای خسته، باز باران... قطره قطره ، میچکد از چوب محمل ، خاک های چادر زینب ، به آرامی شود گل... باز باران با محرم...


بر من لباس نوکری‌ام را کفن کنید / نوکر بهشت هم برود باز نوکر است . . .

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است ، بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است

از مردم گمراه جهان راه مجویید ، نزدیکترین راه به الله حسین است . . .

علی یک دسته گل از یاس آورد / زطوبی شاخه ی احساس آورد

میان باغی از گل های زهرا / خوشا ام البنین عباس آورد . . .

[ سه شنبه 1389/09/23 ] [ 9:37 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]
 

یکی از زشت‌ترین رذایل اخلاقی «حقد» به معنی کینه‌توزی است. علی(ع) پست‌ترین خوی‌ها را کینه دانسته و سخت‌ترین دل‌ها را دل کینه‌ورز می‌داند. ایشان کینه را به عنوان منشأ تمام عیوب و عامل اصلی «فتنه‌ها» معرفی می‌فرمایند. امام متقین(ع) کینه‌توزی را شیوه و شیمه حسودان خوانده و شدت کینه‌توزی را ناشی از شدت حسادت می‌دانند. امیرمؤمنان(ع) انسان حقود یا کینه‌ورز را «بیماری روانی» می‌دانند که در آتش حقد و حسد خود می‌سوزد و در منجلاب خودساخته‌اش دست و پا می‌زند و عذاب می‌کشد. (الحقد ألأم العيوب؛ ألأم الخُلق الحقد؛ أشد القلوب غلاً قلب الحقود؛ رأس العيوب الحقد؛ سبب الفتن الحقد؛ الحقد شيمة الحسدة؛ شدة الحقد من شدة الحسد؛ الحقود معذب النفس متضاعف الهم؛ الحقد داء دوي و مرض موبئ. (غررالحکم و دررالکلم))

آقای علی مطهری در یادداشتی که برای سایت تابناک نوشته‌اند، متأسفانه بار دیگر ثابت کرده‌اند که نمونه مجسّم یک انسان واجد اين بیماردلي هستند و این بیماری تا حدی در ایشان شدت گرفته است که دیگر هیچ مرز و خط قرمزی را در کینه‌ورزی نمی‌شناسند. ایشان در یادداشت موهن خود صراحتاً به «مردم»، «رئیس جمهور» و حتی «مقام معظم رهبری» اهانت کرده و نشان داده‌اند که مرض حقد چگونه می‌تواند چشمِ دل را کور و گوشِ دل را کر کند.

[ سه شنبه 1389/03/18 ] [ 2:20 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]

سلام به همه دوستان عزیز وتشکر از همه اونهائی که تو این مدت که وقت نکردم وبلاگمو بروز کنم منو دعا کردند و به فکرم بودند و برام نظر گذاشتند و پیام دادند.

من دقیقا ۴ روز تو پادگان آموزشی بودم و چون کفایت از آموزش رزم مقدماتی داشتم سریعا به یگان برگشتم و الان حدوداً ۷ ماهه تو شهر خودم در حال انجام خدمتم هستم

چیز زیادی هم نمونده تا پایان خدمتم چون ۱۱ ماه کسری خدمت دارم البته اگه اضافه خدمت بعلت غیبت من تو پشت دفتر چه بخشیده بشه

آدم بعضی وقتها عصبی میشه وقتی میبینه بعضیها میان و دوروز تو یگان پست میدن و بعدش میرن از جبهه و سنوات باباشون استفاده می کنند و تو همچنان باید بعنوان قدیمی ترین افسر اونجا بمونی!!!

البته سختی ای که نداره!چون هرروز ساعت ۲بعد از ظهر میام خونه ولی خوب همین که اختیارم دست خودم نیست سخته دیگهولی در کل دوران قشنگیه

و باید عذرخواهی کنم بخاطر اینکه اصلا حوصله پشت سیستم نشستن نداشتم و به همین خاطر نتونستم وبلاگمو به روز کنم!!!

و حالا اومدم تا جواب همه محبت هاتونو بدم و بگم همه شما رو دوست دارم.

منتظر نظراتتون هستم تا انرژی نوشتم بگیرم

مرسی از همتون

بای

[ جمعه 1389/02/17 ] [ 19:13 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]
سلام

امروز حال عجیبی دارم ،نمیدونم چرا ولی فکر کنم بخاطر این باشه که فردا شنبه  ۲/۸/۸۸  به خدمت سربازی اعزام میشم .

البته این داستان خدمت سربازی ما سر دراز داره.

آخه اولش که اومدم برم کد محل آموزشم بصورت اتفاقی از شانس خوبم افتاد نیروی زمینی ارتش ،خاش از سیستان و بلوچستان

منم که خدائیش اصلا دلم نمیخواست برم اونجا رفتم و تمدید کردم و ۲ماه بعد مجددا برام برگه اومد و خلاصه با هزار بدبختی کد اونو تغییر دادیم و از ۴۰ به ۱۸۵ تبدیلش کردیم.

و حالا باید برم کد ۱۸۵ یعنی همون پادگان نیروی زمینی سپاه شهداء کرمانشاه

و الانم دارم کارهای قبل از رفتنم رو انجام میدم.

البته فکر نکنم تو محل آموزشم زیاد موندگار باشم ،آخه خودم مربی آموزش نظامی هستم و کفایت آموزش دارم و بصورت قانونی باید ۱هفته در محل آموزش جهت پس دادن یک سری امتحانات بمونم، تا ببینیم خدا چی میخواد .

شما هم واسم دعا کنید .

وقتی برگشتم براتون می نویسم که چطور شد .

در هر صورت آرزوی موفقیت دارم برای همه شما علی الخصوص رزمندگان اسلام در پادگان شهداء کرمانشاه

منو از دعاهای سبزتون بی نصیب نگذارید .

اگر بار گران بودیم و رفتیماگر نامهربان بودیم و رفتیمخلاصه هرچه بودیم ما که رفتیم

نظر یادتون نره!!! 

[ جمعه 1388/08/01 ] [ 13:19 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]

میلاد مولود کعبه امیرالمومنین علی(ع) بر تمام شیعیان و دوستداران آن حضرت مبارک باد

میلاد علی ابن ابیطالب(ع)

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا      که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

دل اگرخدا شناسی همه دررخ علی بین     به علی شناختم من به خداقسم خدارا

                             به علی شناختم من به خدا قسم خدارا

واقعا ای علی جان تو کیستی که اینگونه در وصف تو گفتند؟

ای علی جان مگر تو چه کردی که اینگونه به تو و اهل بیتت ظلم نمودند؟

ای علی جان به کدامین گناه سر به چاه فرو می بردی؟

مگر تو یاور مظلومان و ستم دیدگان نبودی؟

مگر تو پدر یتیمان و بیچارگان نبودی؟

مگر تو عادل ترین مخلوقات نبودی؟

به کدامین گناه مجبور به سکوتت کردند؟

در آن قلب بزرگ و عاری از هر گونه کینه ات چه داری؟

و در آن کتابی که همه فضل تو را گوید و از تو سخن آورد چه داری؟

دخت نبی را شبانه غسلش دادی و دفن کردی و سخنی بر لب نیاوردی و چه صبری داری!!!

در حیرتم از مردی که در خود شکست اما حرفی نزد و جفا دید و چیزی نگفت و کشتند اورا و گفت نکشید قاتلم را و ...

از اوصاف او چه بگویم که ماندم در این ابتدا...

نه خدا توانمش خواند          نه بشر توانمش گفت

 متحیرم چه نامم                 شه ملک لا فتی را

                  یا فاطمه زهرا(س)                      یا علی ابن ابیطالب(ع)

لطفا با نظرات زیباتون وبلاگ مارا بیارائید!!!

[ دوشنبه 1388/04/15 ] [ 2:21 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]

ای سید و مولای ما، ما آنچه را لازم بود انجام دادیم و آنچه را باید گفت، گفتیم و خواهیم گفت. ما جان ناقابل و اندک آبروی خود را در کف دست گرفته ایم و آن را در راه انقلاب و اسلام فدا خواهیم کرد، ما این راه را با قدرت ادامه خواهیم داد و شما که صاحب حقیقی این انقلاب و کشور هستید برای ما دعا کنید.

 تهران، امروز در شکوه نماز جمعه رهبر و ملت، لبریز از معنویت و یاد عطرآگین امام زمان (ارواحنا لمقدمه الفدا) بود.

متن سخنرانی به همراه ویدئو کلیپ کلیک کنید.

 وقتی رهبر معظم انقلاب این سخنان رو  بیان می کردند اشک از چشمانم جاری می شدند وحال که می نویسم نیز مجالم نمی دهند.باید چیزی بگویم تا کمی آرام شوم و آن جمله ای نیست جز:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

[ جمعه 1388/03/29 ] [ 18:46 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]

نتیجه نهائی انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد

وزیر کشور اعلام کرد محمود احمدی نژاد با کسب 24 میلیون و 527هزار و 516 رای که 62.63 درصد کل آرای ماخوذه است به عنوان رئیس جمهور دهمین دوره ریاست جمهوری برگزیده شد.

به گزارش خبرنگار مهر مستقر در ستاد انتخابات وزارت کشور، صادق محصولی وزیر کشور اعلام کرد با شمارش کل آرای انتخابات ریاست جمهوری یعنی 39 میلیون و 165 هزار و 191 رای صحیح و باطله ماخوذه محمود احمدی نژاد با کسب 24 میلیون و 527 هزار و 516 رای به عنوان رئیس جمهور دولت دهم برگزیده شد .

به گفته وی رئیس جمهور دهم 62.63 درصد کل آرا را کسب کرده است .

وزیر کشور گفت: بر اساس نتایج شمارش آرا محسن رضایی با کسب678هزار و240  رای 1.73 درصد آرا را به خود اختصاص داده و مهدی کروبی موفق به کسب333 هزار و635 رای و به عبارتی 0.85 درصد آرا شده است.

رئیس ستاد انتخابات کشور همچنین خبر داد که میرحسین موسوی با کسب13 میلیون و216هزار و411 رای، 33.75 درصد آرا را به خود اختصاص داده است.
تصویر رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران

بنده هم به نوبه خودم این پیروزی رو به همه مردم ایران تبریک عرض میکنم و امیدوارم همانگونه که طی ۴ سال گذشته این رئیس جمهور محبوب تمام عزم خود را در جهت آبادانی کشور جزم کرده ،ماهم بتوانیم باهمت و تلاش خود کشوری آباد و آزاد داشته باشیم . انشاءا...

[ شنبه 1388/03/23 ] [ 19:1 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]

سلام هرچی فکر کردم نتونستم جمله ای زیبا تر از این سخن دکتر شریعتی پیدا کنم:

چه ساده در میان خنده های دیگران با گریه متولد می شویم و چه ساده در میان گریه های دیگران از دنیا می رویم

در این میان معمائی میسازیم به نام زندگـــــــــــــــی

امروز تولد ۲۳ سالگی منه

نمیدونم چقدر زود گذشت

بخدا هیچ کاری نکردم

نمیدونم چقدر دیگه عمر میکنم

روایت شده که حضرت یعقوب از جائی میگذشت، دید عابدی در حال عبادت در زیر نور مستقیم آفتاب میباشد از وی پرسید که چرا برای خود سایبان نمی سازی تا در زیر آن به عبادت خداوند مشغول شوی؟

گفت:از کسی شنیدم ۷۵۰ سال عمر میکنم و این عمر را چندان نیافتم تا صرف ساخت سایبانش کنم!!!

حال ما با این عمر کم چه آرزوهائی که داریم،نمیدونم چی بگم ،فقط میگم از لحظه لحظه عمرتون به نحو احسنت استفاده کنین.

امیدوارم همتون خوش و خرم و سر حال باشید.

و به آرزوهاتون برسید انشاءا...

[ دوشنبه 1388/03/18 ] [ 3:33 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]

با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت برادران و خواهران عزیز مرخص و بسوی جایگاه ابدی سفر خواهم کرد و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم.     قسمتی از وصیتنامه امام خمینی(ره)

بیستمین سالگرد عروج ملکوتی بنیانگذار انقلاب اسلامی ،و بزرگ بسیجی جهان اسلام بر تمام ولایتمداران و عاشقان آن امام همام تسلیت باد.

اشعار دیوان امام را در پائین وبلاگ جهت بازدید شما عزیزان گذاشتم،امیدوارم با خواندن چند بیت از این اشعار به قطره ای از دریای علم و معرفت و آگاهی آن امام همام آگاهی یابیم.

رحلت جانسوز امام خمینی (ره)

[ پنجشنبه 1388/03/14 ] [ 17:9 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان عزیز و گرامی و تشکر مجدد از همه شما عزیزان بخاطر لطف بی دریغی که نسبت به بنده دارید و با نظرات و انتقادات صمیمانه خودتون منو همراهی می کنید واون دسته از عزیزانی که نظرات خصوصی بهم میدن و ... که همش نشان از اینه که دوستانی دارم که منو لایق دوستی و ابراز محبت دونستند...امسال هم دوست دارم مثل سال های قبل بیاید به وبلاگم یه سری بزنید و مارو شرمنده محبت های خودتون بکنید و اگه امکانش هست برام نظر بذارین!

شاید ۱دقیقه از وقتتون رو نگیره اما باعث این میشه که من بطور مستمر از وبلاگتون بازدید کنم و همیشه سعی کردم جواب نظرات دوستان رو بدم.خلاصه من تمام تلاشم در جهت رضایت دوستانه!

با تشکر ویژه از شما عزیزان منتظرتون هستم..

[ سه شنبه 1388/01/04 ] [ 0:0 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]

به من چند نظر که در آن از الفاظ رکیک استفاده شده بود از طرف یکی از وبلاگهای زیبا و مذهبی رسید که منو سر جام میخکوب کرد اما وقتی رفتم به وبلاگ مورد نظر دیدم که این دوست عزیزمون شکایات دیگه ای به همین مضمون دریافت کرده بود و نوشته بود که یک سری افراد بی دین و لااوبالی که صد در صد از منافقان وکفار هستند و بوئی از انسانیت نبرده اند از طرف او به وبلاگهای مذهبی سر می زدند و این مطالب رو می نوشتند واین من رو به این واداشت که اطلاع رسانی کنم که اگر از طرف بنده هم چنین مطالب زشت و زننده ای نوشته شده شما اونو بزارین به حساب اینکه واقعا باید در خانواده و خلقت این افراد شک کرد.

در هر صورت بدانید که دشمن سخت در تلاش است که اسلام و تشیع را خراب کند و ما هم باید هوشیار باشیم .

در پایان از خداوند منان می خواهم که این افراد را اگر قابل هدایتند هدایت در غیر اینصورت آنها را نیست و نابود بگرداند ! انشاءالله

[ جمعه 1387/02/20 ] [ 13:19 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]

أين مثل مالك؟ ‌أين عمار؟ أين ذوالشهادتين؟

كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتين؟

ديرگاهي پيش بود كه صداي گلايه علي (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتين، يعني ياران صديق علي (ع) به شهادت رسيده بودند و علي تنها مانده بود. سئوالي كه جوابي در پي نداشت.

روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار ديگري آمد. روزي به بلنداي روزگار،‌عاشورا!

آن روز هم، امام ديگري بود  و نداي ديگري:‌« هل من ناصر ينصرني؟ » اين ندا هم زماني بر آمد كه ابوالفضل علمدار، علي اكبر، حبيب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و ... در برابر چشمان حسين (ع) به خون غلتيده بودند و او سرداري بود تنها مانده . پس سئوال همان سئوال بود، جواب هم همان جواب : سرهاي فروافتاده، دستهاي به عقب كشيده شده، چشمان شرمزده و خجلت زده اي كه به دنبال محل فراري چون زمين هستند نا از تيررس نگاه امام فرار كنند. بجز 72 تن؟! همين !

آيا جواب سؤالي بدان عظمت، سئوالي كه زمين و زمان، فرشتگان و ملايك براي جوابش هروله مي كردند، همين بود؟!

نه ! نبود !‌و از همين رو بود كه علي جوابش را از محراب با فرق خونينش گرفت و حسين بر سر نيزه !

آن روزگار گذشت و امروز، روزگار ديگري است. امروز نيز روز امام ديگري است. اما همچنان همان سئوال باقي است :

- كجاست ياريگري  كه به ياري امامش بشتابد؟

و جواب نيز همان ! سكوت !‌خجلت ! غلفت ! ترس !

ديگرگاهي است كه هر روز ندايي در صحن دل شيعيان مي پيچد :

« كجاست ياريگري كه به ياري مهدي بشتابد؟!»

و ما همچنان چشمان شرمزده و گنهكار، اما مشتاقمان را به زمين دوخته ايم. سر به جانب ديگري گردانده ايم و دستانمان را به كار دنيا مشغول داشته ايم ! و او هر روز دلتنگ عاشقي، منتظر ياريگري ، با گلويي بغش آلود، چشمان اميدوارش را كه از نگراني براي شيعيان اشك آلود است به آسمان دوخته :

- پس كي ؟

آري !‌امروز ديگر آن روزگار نيست، كه اين آخرين حجت خدا، بقيه الله الاعظم (عج) هم به سرنوشت اجداد اطهرش دچار گردد.

او در پس پرده مي ماند تا آنگاه كه مالك ها، عمارها، حبيب ها و ابالفضل هايش را پيدا كند.

اومانده است تا زمين خدا ،‌از حجت خالي نماند و ظهوراو محقق نمي شود مگر به حضور مالك ها،‌عمارها، و حبيب ها.

به راستي ! ما كه ادعاي علوي بودن را بر سينه داريم و چشم به راه قيام مهدي (عج) هستيم،

هيچ با خود فكر كرده ايم كه امروز هم نداي أين مثل مالك، أين عمار، أين ذوالشهادتين علي (ع) از حنجره فرزندش مهدي (عج) در فضا طنين انداز است !

هيچ با خود فكر كرده ايم كه امروز مهدي (عج) بيش از هر كس ديگر،‌در انتظار منتظران واقعي خويش است ؟!

هيچ با خود فكر كرده ايم كه آيا اين نداي حضرت را پاسخ دهنده اي هست؟

افسوس كه پاسخ دهندگان بسيار اندكند.

افسوس كه اگر شيعيان واقعي علي (ع) اندك نبودند، فرزندش در پرده غيبت باقي نمي ماند.

آري، آن هنگام كه نداي «فزت و رب الكعبه» علي (ع) در محراب مسجد كوفه طنين انداز شد،

چشمانش نگران چنين روزهايي بود.

روزهايي همچون امروز كه زمان بي تاب ظهور فرزندش و مكان بي قرار شنيدن نداي «أنا المهدي» اش مي باشد.

آيا او را جوابگويي هست؟

شيعيان علي !

 درك اين حقيقت را به كدامين لحظه واگذارده ايم؟ فرصت ها از دست مي رود.

شايد از هنگام ظهور اندكي بيش نمانده باشد !

لحظه ها از دست رفت،

عمرما بر باد رفت

هر كه مرد راه هست !! يا علي !

[ پنجشنبه 1386/11/25 ] [ 13:11 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]
دلم بهونه ميگيره ،انگار دوباره تنگته
بهونه گير گنبده ، ناز و طلايي رنگته
چيكار تو كردي با دلم ، كه از همه جدا شده
تموم فكر و ذكر من ، ديدن كربلا شده
چه باده اي به من دادي ، ميون بين الحرمين
كه مي نخورده مست ميشم ، با نغمه حسين حسين
همش به ياد حرمم ، تو خلوت و تو هم همه
وقتي مي بندم چشامو ، مي رم كنار علقمه
ارباب با وفاي من ، مرقد زيبا تو برم
شكوه بي نظير اون ، حريم سقاتو برم
اي كسي كه ديونه هات ، عالمو بر هم مي زنن
با نغمه هاي يا حسين ، آتيش به عالم مي زنن
كبوتراي حرمين ، همگي يك نشون دارن
رو شاپرهاشون همگي ، لكه سرخ خون دارن
آي كسي كه موصم حج ، به خونه خدا مي ري
كعبه حسين فاطمه است ، تو اشتباه كجا مي ري

ارسال شده از طرف مدير وبلاگ  http://www.atrenarges85.mihanblog.com

با تشكر از همه شما عزيزان كه بنده رو با نظرات گرمتون ياري مي كنيد. 

[ چهارشنبه 1385/10/20 ] [ 0:0 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]
سلام دوستان

امشب دلم خيلي تنگه ، دلتنگ حسينم،دلتنگ امام رضا(ع)دلتنگ مهدي (عج)اونقدر دلتنگم كه مي خوام يه گوشه خلوت بشينم و فقط گريه كنم ، اما به خودم اميد مي دم،چند هفته بيشتر نمونده تا محرم ، تا اون روزائي كه همه از خوب و بد ، فقير و غني، زن و مرد و كودك و نوجوان،حتي اونائي كه فكرشو نمي كني مثل آهنربا جذب مي شن.جذب امام حسين.خيلي دلم مي خواد بيشتر در مورد محرم بگم .انشاءا... تو پستهاي بعديم حتما بيشتر مي نويسم ، از حس درونيم، از خاطراتم ، از امام حسين (ع)،اباالفضل،زينب.

قدر محرمتونو بدونيد.امسال مي خوام خودمو واسه امام حسين فدا كنم(محض ريا هم كه باشه برام فرقي نداره) اونقدر مي خوام گريه كنم كه اشكام خشك بشن.مي خوام يه محرم به ياد موندني داشته باشم.

در ضمن امسال محرم كليه مراسمات مذهبي در حسينيه عاشقان ثارا... شهرستان قائمشهر با حضور ذاكرين برجسته كشوري برگزار مي باشد، لذا از همتون دعوت مي شه در اين مراسمات شركت كنيد.

[ پنجشنبه 1385/10/07 ] [ 0:22 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]

با سلام همانگونه كه قول داده بودم چند نمونه از اشعار زيباي ديوان حضرت امام را براي شما نوشته ام.

كوثر

برلب كوثرم اي دوست ولي تشنه لبم

دركنار مني از هجر تو در تاب وتبم

روز من با تو به شب آمدو شب باتو به روز

در فراغ رخ ماهت مي گذرد روز وشبم

 

باغ وفا

اي گل باغ وفا درد مرا درمان كن

جرعه اي ريزومرابنده نافرمان كن

رازميخوارگيم ازهمه كس پنهان كن

گوشه چشم به حال من بي سامان كن

 

بنما نظري

اي شادي من غصه من اي غم من

اي زخم درون من و اى مرهم من

بنما نظري بذره اي بي مقدار

تا بر سرآفاق رود پرچم من

 

چراغ

اي عقده گشاي دل ديوانه من

اي نور رخت چراغ كاشانه من

بردار حجاب از ميان تا يابد

راهي برخ تو چشم بيگانه من

 

هما

طاووس هما سايه فكن برسر من

ياري كن وبرگشاي بال وپر من

فرياد رس از قيد خود آزادم كن

از اختر خود نيك نما اختر من

 

طوفان

فاش است بنزد دوست راز دل من

آشفته دلي و رنج بي حاصل من

طوفان فزاينده اي اندر دل ماست

يارب زچه خاكي بسرشتي گل من

 

اسير

فخر است براي من فقير توشدن

از خويش گسستن واسير تو شدن

طوفان زده بلاي قهرت بودن

يكتا هدف كمان وتير تو شدن

 

واله

گر بر سر كوي تونباشم چكنم

گر واله روي تو نباشم چكنم

اي جهان به تار موي تو اسير

گر بسته موي تو نباشم چكنم

 

كوي دوست

فرهادم وسوز دل شيرين دارم

اميد لقاء يار ديرين دارم

طاقت زكفم رفت وندانم چكنم

يادش همه شب درين دل غمگين دارم

گر بر سر كوي دوست راهي دارم

در سايه لطف او پناهي دارم

غم نيست كه راه رفت وآمد باز است

طاعت اگرم نيست گناهي دارم

 

غرق كمال

انروز كه عاشق جمالت گشتم

ديوانه روي بي مثالت گشتم

ديدم نبود در دوجهان جز تو كسي

بيخود شدم و غرق كمالت گشتم

 

آن كيست

آن كيست كه روي تو به هر كوي نديد

آواي تو در هر در ومنزل نشنيد

كوآنكه سخن زهر كه گفت ازتو نگفت

آن كيست كه از مي وصالت نچشيد

 

جفا

فولاد دلي كه آه نرمش نكند

يا ناله دلسوخته گرمش نكند

طوقي زجفا فكنده بر گردن خويش

آزار دلم دچار شرمش نكند

 

قبله گه

ابروي تو قبله نمازم باشد

ياد تو گره گشاي رازم باشد

از هر دوجهان بر فكنم روي نياز

گر گوشه چشمت به نيازم باشد

 

فنا

صوفي به ره عشق صفا بايد كرد

عهدي كه نموده اي وفا بايد كرد

تا خويشتني به وصل جانان نرسي

خود را به ره دوست فنا بايد كرد

 

شيرين

در محفل دوستان جز ياد تو نيست

آزاده نباشدآنكه آزاد تو نيست

شيرين لب وشيرين خط وشيرين گفتار

آن كيست كه با اين همه فرهاد تو نيست

 

فرياد نهان

از درد دلم بجز تو كي باخبر است

يابامن ديوانه كه در بابم ودر است

طغيان درونم را به كه بتوانم گفت

فرياد نهان را به دل كي اثر است

 

عشق

آن دل كه بياد تونباشد دل نيست

قلبي كه بعشقت نطپدجز گل نيست

آن كس كه ندارد بسر كوي تو راه

از زندگي بي ثمرش حاصل نيست

 

محرم دل

باز گويم غم دل را كه تو دلدار مني

در غم وشادي واندوه والم يار مني

جز گل روي توام در دوجهان ياري نيست

چهره بگشاي زرويم كه تو غمخوار مني

چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد

پاي بگذار به چشمم كه پرستار مني

محرمي نيست كه مرهم بنهد بر دل من

جز تو اي دوست كه خود محرم اسرار مني

زاري از غمزه غم راي تو پيش كه كنم

با كه گويم كه تو سر چشمه آزار مني

برگشا موي خم اندر خم ودست افشان باش

به خدا تنها تو يار ودلدار مني

با كه گويم غم دل جز تو كه غمخوار مني

همه عالم اگرم پشت كند يار مني

دل نبندم بكسي روي نيارم بدري

تا توروياي مني تا تو مددكار مني

راهي كوي تو ام قافله سالاري نيست

غم نباشد كه تو خود غافله سالار مني

بچمن روي نيارم نروم در گلزار

تو چمن زار من استي وتو گلزار مني

دردمندم نه طبيبي نه پرستاري هست

دلخوشم چون تو طبيب و تو پرستار مني

عاشقم سوخته ام هيچ مددكاري نيست

تو مددكارمن عاشق ودلدار مني

 

 

((با تشكر لطفا بدون نظر خارج نشويد))

[ جمعه 1385/02/01 ] [ 15:11 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]

خدايا آنچه را كه خير وخوبي مادرآن است به ما عطا فرما

خواه آنرا به دعا بخواهيم خواه نخواهيم

اما شر وبدي را از مادور ساز ولو اينكه به دعا طلب كرده باشيم

  

[ پنجشنبه 1384/09/17 ] [ 0:23 ] [ حامد ابراهیمی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

با سلام
بنده حامد ابراهيمي مدير وبلاگ ققنوس شب اهل کیاکلا شهر سیمرغ ، شهر شهید احمد کشوری و ساکن قائم شهر ورود شما عزیزان را به اين وبلاگ خوش آمد گفته خواهشمندم براي ساختن هر چه بهتر اين وبلاگ نظرات سازنده خودتون رو بفرمائيد . باتشکر
امکانات وب
ایران رمان